یک مطلب خواندنی در زمینه مهندسی
مطالعه اون چند دقیقه بیشتر وقت نمیگیره که ارزشش رو واقعا داره.
برای خوندن مطلب اینجا کنید.
دانلود رایگان کتاب - فیلم- عکس
مطالعه اون چند دقیقه بیشتر وقت نمیگیره که ارزشش رو واقعا داره.
برای خوندن مطلب اینجا کنید.
برای دیدن اون این جا کلیک کنید
عید کریسمس به تمام مردم جهان مبارک![]()
برای تمام ایرانی های خارج از کشور هم آرزوی خوشبختی دارم...
برای اینکه در تعطیلات سال نو از بیکاری دچار افسردگی نشید یه برنامه مگس کشی براتون آپلود کردم که امیدوارم از بازی کردن با اون کمی از بیکاریهاتون کاسته شه.
برای دانلود این جا کلیک کنید.
برای دانلودش این جا کلیک کنید.
من که دلم برای این کوچولو سوخت . به نظر من پدره حقش بوده بمیره
برای دیدن اون اینجا کلیک کنید.
259*39*سن شما=!
ببرهای سفید باغ وحش ملی سنگاپور کارگر بخت برگشته مالزیایی را خوردند. این خبر دردناک تیتر امروز اغلب خبرگزاری منطقه وجهان بوده است. هنوز جزئیاتی از این حادثه منتشر نشده است . تصاویری از این حادثه هم اکنون به دست ما رسیده که میتوانیداز اینجامشاهده نمائید.
برای دانلود اینجا کلیک کنید.( منبعhttp://abbasvatankhah.persianblog.ir)
خلاصه بعد از مدتی دوباره اومدم تا گردو غبار رو از وبلاگ بروبم و چند تا کتاب ناقابل که حاصل زحمات اندیشمندنان مملکتمون می باشه برای دانلود شما عزیزان قرار بدم. امیدوارم همچنان ارتباط شما دوستان با این وبلاگ حفظ بشه و بتونم بر جذابیتهای وبلاگ اضافه کنم. در این بین نظرات شما دوستان بزرگترین کمک در این مسیره.
کتاب اول ۱۱۰۰ لغت پرکاربرد در اخبار انگلیسی که کتاب جالبیه و به همه پیشنهاد دانلودش رو میدم. این کتاب رو از اینجا دانلود کنید. کتاب بعدی ضرب المثل های ایرانی است که این کتاب رو هم میتونید با با یک کلیک دانلود کنید.
ضمن تشکر از شما همراهی شما بازدید کنندگان عزیز منتظر دریافت نظرات شما برای بهتر شدن این وبلاگ هستم
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...
Seychelles در کشور کنیا و سواحل اقیانوس هند .... حتما یه نگاهی به اونجا بیاندازید.
قبلا چند کلیپ در زمینه رانندگی ما ایرانیها در این وبلاگ براتون گذاشته بودم که تاسف آور بود. این هم آخرین کلیپی که یکی از دوستان برام ایمیل کرده که دیدن اون خالی از لطف نیست...
برای دیدن کلیپ این جا کلیک کنید.
بسياري از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو " اثر اگزوپري " را مي شناسند. اما شايد همه ندانند كه او خلبان جنگي بود و با نازيها جنگيد وكشته شد . قبل از شروع جنگ جهاني دوم اگزوپري در اسپانيا با ديكتاتوري فرانكو مي جنگيد . او تجربه هاي حيرت آور خود را در مجموعه ا ي به نام لبخند گرد آوري كرده است . در يكي از خاطراتش مي نويسد كه او را اسير كردند و به زندان انداختند او كه از روي رفتارهاي خشونت آميز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مينويسد :" مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همين دليل بشدت نگران بودم . جيبهايم را گشتم تا شايد سيگاري پيدا كنم كه از زير دست آنها كه حسابي لباسهايم را گشته بودند در رفته باشد يكي پيدا كردم وبا دست هاي لرزان آن را به لبهايم گذاشتم ولي كبريت نداشتم . از ميان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم . او حتي نگاهي هم به من نينداخت درست مانند يك مجسمه آنجا ايستاده بود . فرياد زدم "هي رفيق كبريت داري؟ " به من نگاه كرد شانه هايش را بالا انداخت وبه طرفم آمد . نزديك تر كه آمد و كبريتش را روشن كرد بي اختيار نگاهش به نگاه من دوخته شد .لبخند زدم ونمي دانم چرا؟ شايد از شدت اضطراب، شايد به خاطر اين كه خيلي به او نزديك بودم و نمي توانستم لبخند نزنم . در هر حال لبخند زدم وانگار نوري فاصله بين دلهاي ما را پر كرد ميدانستم كه او به هيچ وجه چنين چيزي را نميخواهد ....ولي گرماي لبخند من از ميله ها گذشت وبه او رسيد و روي لبهاي او هم لبخند شكفت . سيگارم را روشن كرد ولي نرفت و همانجا ايستاد مستقيم در چشمهايم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اينكه او نه يك نگهبان زندان كه يك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هواي ديگري پيدا كرده بود .
پرسيد: " بچه داري؟ " با دستهاي لرزان كيف پولم را بيرون آوردم وعكس اعضاي خانواده ام را به او نشان دادم وگفتم :" اره ايناهاش " او هم عكس بچه هايش را به من نشان داد ودرباره نقشه ها و آرزوهايي كه براي آنها داشت برايم صحبت كرد. اشك به چشمهايم هجوم آورد . گفتم كه مي ترسم ديگر هرگز خانواده ام را نبينم.. ديگر نبينم كه بچه هايم چطور بزرگ مي شوند . چشم هاي او هم پر از اشك شدند. ناگهان بي آنكه كه حرفي بزند . قفل در سلول مرا باز كرد ومرا بيرون برد. بعد هم مرا بيرون زندان و جاده پشتي آن كه به شهر منتهي مي شد هدايت كرد نزديك شهر كه رسيديم تنهايم گذاشت و برگشت بي آنكه كلمه اي حرف بزند.
يك لبخند زندگي مرا نجات داد
بله لبخند بدون برنامه ريزي بدون حسابگري لبخندي طبيعي زيباترين پل ارتباطي آدم هاست ما لايه هايي را براي حفاظت از خود مي سازيم . لايه مدارج علمي و مدارك دانشگاهي ، لايه موقعيت شغلي واين كه دوست داريم ما را آن گونه ببينند كه نيستيم . زير همه اين لايه ها من حقيقي وارزشمند نهفته است. من ترسي ندارم از اين كه آن را روح بنامم من ايمان دارم كه روح هاي انسان ها است كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند و اين روح ها با يكديگر هيچ خصومتي ندارد. متاسفانه روح ما در زير لايه هايي ساخته و پرداخته خود ما كه در ساخته شدنشان دقت هولناكي هم به خرج مي دهيم ما از يكديگر جدا مي سازند و بين ما فاصله هايي را پديد مي آورند وسبب تنهايي و انزوايي ما مي شوند."
داستان اگزوپري داستان لحظه جادويي پيوند دو روح است آدمي به هنگام عاشق شدن ونگاه كردن به يك نوزاد اين پيوند روحاني را احساس مي كند. وقتي كودكي را مي بينيم چرا لبخند مي زنيم؟ چون انسان را پيش روي خود مي بينيم كه هيچ يك از لايه هايي را كه نام برديم روي من طبيعي خود نكشيده است و با هم وجود خود و بي هيچ شائبه اي به ما لبخند مي زند و آن روح كودكانه درون ماست كه در واقع به لبخند او پاسخ مي دهد
شرح صاحبان اصلی کتاب در صفحه اول آن نوشته شده است. با اجازه از این دوستان
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
از اینجا دانلودش کنید
+۱۸
ابتدا روي لينك زير كليك كنين.
بعد دكمه استارت رو بزنين.
بعد از يك آماده باش 3 – 2 - 1
بايستي جاي اعداد رو كه چند لحظه نمايش داده مي شه به خاطر بسپارين و روي جاي اون ها به ترتيب از كم به زياد كليك كنين!!! بعد از چند مرحله، سن مغز شما باتوجه به زمان عكس العمل و درستي اون محاسبه و نمايش داده مي شه !!!
البته برای تماشای آن به نرم افزار flv Player دارید که برای دانلود آن هم می توانید به ادامه مطلب بروید.
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده می شد:
((من کور هستم لطفا کمک کنید))
روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
(( امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم )) ! ! !
وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین چیز ها
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچ يک از آنان کارى به سنگ نداشتند.
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم:
«هر مانعى = فرصتى»
وبلاگ www.mechanicsuee.blogfa.com وبلاگ جدید مهندسی مکانیک است که در آن امکان دانلود انواع کتاب های مهندسی مکانیک- هندبوک های مهندسی مکانیک- حل تمرین کتابهای مطرح در زمینه مهندسی مکانیک- جزوات قابل استفاده برای دانشجویان و داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک برای شما دوستان به صورت رایگان وجود دارد.
ضمنا به زودی با امکانات جدیدی در زمینه فروش کامل سوالات کنکور کارشناسی ارشد سالهای گذشته- سوالات ورودی به سازمان نظام مهندسی ( تاسیسات) و ... می تواند در خدمت شما دوستان باشد.
استفاده از این وبسایت را به همه شما دوستان پیشنهاد می کنم.
نظرات شما دوستان کمک حال گروه ما در خدمت رسنای بهتر به شما دوستان خواهد بود.
به مناسبت سالگشت درگذشت دکتر شریعتی، زندگی نامه و وصیت نامه ایشان را برای استفاده شما دوستان در وبلاگم قرار می دهم.
بلاخره پرسپولیس قهرمان لیگ برتر شد.
یه عکس جالب از عادل فردوسی پور که از اینترنت گرفتم و مربوط به بازی دیروز بوده . بد ندیدم شما هم اون رو ببینید...

البته دو تا کلیپ مربوط به گل دوم پرسپولیس و جشن قهرمانی این تیم هم که از سایت ایران اسپورت گرفتم را هم برای شما در ادامه مطلب قرار می دم